جامعه  مدنی جهانی

جامعه مدنی جهانی

امروزه جامعه مدنی جهانی ، ضرورت زیست بین المللی است. زیست بین المللی تجلی یک سلسه مبادلات در محیط مشخص ومعین است که در آن کشورها بازیگران اصلی هستند وبه این دلیل نظم کنونی روابط بین الملل بر مرکزیت کشورها استواراست. یعنی کشورهارا قدرت فائقه می داند. با وجود این ، در این نظام نیروها وجریانات فکری دیگری هم وجود دارند که آن ها نیز بازیگران بین المللی هستند ومستقل از کشورها به حیات خود ادامه می دهند وحتی در مواردی از آن ها پیشی می گیرند.

در سال های اخیر به دلیل توسعه روابط بین الملل وهمبستگی روز افزون ومتقابل ملت ها ، نیروها وجریانات فکری مذکور به صورت نظامات یا ترتیبات سیاسی جدید خصوصی یا غیر دولتی ظهورکرده که برساختاری از شبکه های دانش، معرفت وعمل قرار گرفته واز مرز کشورها عبور کرده اند به گونه ی که گویی دراساس مرزی وجود ندارد. این نظامات یا ترتیبات همان جامعه مدنی جهانی است.

ادامه نوشته

ساخت یابی ناسازگاری های قدرت سیاسی در افغانستان

ساخت یابی ناسازگاری های قدرت سیاسی در افغانستان

در افغانستان ساختار های اجتماعی وسیاسی، بنیاد های اساسی جامعه افغانستان را قوام می بخشند. بدین اساس، بسیاری از پدیده های اجتماعی وسیاسی وپیامد های آن نیز ریشه در همین قاعده جامعه شناختی دارد. ازین رو راه حل های ساختارین در عین حال که برای وضعیت موجود سازنده است به همان میزان سخت و دشوار است. ساختارهای اجتماعی به تنهای زیرساخت های بحران را در افغانستان تشکیل نمی دهد. چه آنکه ساختار قدرت سیاسی در افغانستان، اینک زیرساخت بسیاری از ناسازگاری ها را سبب شده است. بی تردید، ساختار سیاسی قدرت در افغانستان از نا بسامانی های بسیاری رنج می برد وبدین سبب است که خود رنج آفرین شده است. ساختار سیاسی قدرت در افغانستان، نه تنها از آشفتگی مدیریت که از افسردگی ماهیت نیز در عذاب مضاعف است.

ادامه نوشته

مزاری رفت وآرزویش ماند

مزاری رفت وآرزویش ماند

اگر روزی به ناچار با مرگ رو برو شویم كه می شویم، مهم نیست. مهم اینست كه مرگ یا زندگی مان چه تأثیری در زندگی دیگران داشته باشد. واینك ما در سوگ بزرگ مردی نشسته ایم كه، زندگی اش تأثیر گذار بر زندگی مردم وخودش همدرد با مردم بود. از میان مردم برخاست وبا مردم زیست. سرانجام در میان مردم فرو رفت ودر دل ها جاودانه شد. آنچه كرد و آنچه گفت، برای مردم خرده پای بی كس بود. دردی داشت به اندازه یك تاریخ. زخمی داشت در تمام نسل ها. قلبی داشت به وسعت تمام مردم ها ونا مردمی ها. چه آنكه تمام مردم در دلش جا گرفته بود آنطور كه خودش در تمام دل ها بود. درمانی را می خواست كه مرهم درد تمام نسل ها باشد. آرمانی را جستجو می كرد كه چراغ راه جویندگان عزت و آزادگیست. ولی افسوس كه در ملاقات با پرودگارخود بی صبرانه ناشكیبای كرد. درنگ را جایز ندانست وچه زود به دیار دوست شتافت كه؛ بلی الرفیق الاعلی!

ادامه نوشته